Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
Filter by Categories
تصویری
تیر 1396
تیر 1397
خبر و رسانه
دی 1395
دی 1396

30   محمد غفاری (کمال‌الملک) (1319-1227)

فهرست آثار

اطلاعات اثر

عنوان اثر : بدون عنوان

امضاء: «محمد غفاری کمال الملک 1331» (پایین چپ)
رنگ‌روغن روی بوم
63×79 سانتی‌متر
تاریخ اثر: 1292
پیشینه:
این اثر در سال 1394 در چهارمین حراج تهران ارایه شده است.

برآورد قیمت

8000 - 6000 میلیون ریال

قیمت فروش

قیمت فروش : 7,000,000,000 ریال

درباره اثر

با مرور برگ‌هایی از تاریخ هنر جهان نام هنرمندانی به چشم می‌خورد که به نوابغ دوران خود و یا هنرمندان جریان‌ساز تاریخ هنر شهرت دارند. همان‌قدر که رافائل و داوینچی و میکلانژ بر تارک فرهنگ باشکوه رنسانس می‌درخشند، تاریخ هنر ایران پس از طی دوران پرافتخار مانی و کمال‌الدین بهزاد و سلطان محمد نقاش، بار دیگر در دوره قاجار با رسیدن به نام هنرمندانی چون محمودخان صبا، صنیع‌الملک و به‌ویژه کمال‌الملک لحظاتی درنگ می‌کند و به خود می‌بالد. اکنون بر هیچ مورخی پوشیده نیست که نام محمد غفاری معروف به کمال‏‌الملک در مقام یکی از پیشگامان جریان نقاشی طبیعت‌گرای ایرانی، با آغاز فصلی نوین در فرهنگ تصویری ایران رقم خورده است.

از اواخر سده پیشین و با تجارب نوگرایانه کمال‌الملک، نگاه بازنمایانه نقاش نسبت به طبیعت (دنیای عینی)، جای نگاه مثالی و اسطوره‌ای را گرفته و به اصلی روشن و انکار‌ناپذیر در عرصه هنر ایران تبدیل شده است. بدین ترتیب نقاشی بازنمایانه، طبیعت‌گرا و واقع‌گرا، صحنه هنر تجسمی ایران را به تسخیر درمی‌آورد؛ تا جایی که فعل نقاشی کردن در معنی عام آن، با رفتار عینی‌نگر نقاش و نگاه صرفاً عکاسانه و بازنمایانه همسو می‌شود.

از دوره صفویه، با تغییراتی که در ساختار هنر تصویری و زیبایی‌شناسی هنرمند ایرانی رخ می‌دهد، نقاشی «تکچهره» به عنوان سوژه‌ای جذاب و مورد توجه در نقاشی ایرانی به تدریج ظاهر می‌شود و متعاقباً ابزار سنتی کاغذ و آبرنگ را به بوم و رنگ‌روغن تغییر می‌دهد. نخستین تکچهره‌ها همچنان نگاه آرمانی نقاش به تمثال یا صورت را ارایه می‌کنند، به‌طوری که بسیاری از این تکچهره‌ها شباهت چندانی به واقعیت ندارند و صرفاً تمثالی خیال‌پردازانه هستند، اما از دوره قاجار با ورود تابلوهای خارجی چهره که عمدتاً آورده شاهان ایرانی یا تحفه سفرای غربی بودند، پارچه‌های منقوش به چهره، ورود صنعت چاپ، سفر شاهان قاجار به اروپا و ورود عکاسی به ایران، نقاشی تکچهره همچون اثر حاضر به سوی واقع‌گرایی سیر کرد.

ابراز شگفتی و حیرت ناصرالدین‌شاه و مظفرالدین‌شاه از نقاشی‌ها و مجسمه‌های واقع‌گرایی که در موزه‌های اروپا دیده بودند، بعدها منشاء استقبال حاکمیت از نقاشی بازنمایانه، به ویژه تکچهره و تغییراتی عمیق در زیبایی‌شناسی بومی شد. در واقع در راستای همین تغییرات در فرهنگ بصری است که نقاشی تکچهره از سیمای پادشاهان، درباریان و رجال قاجاری، بارها در آثار کمال‌الملک و دیگر نقاشان طبیعت‌گرای دوره قاجار و پهلوی دیده می‌شود.

به‌طور کلی پرتره‌سازی در آثار متنوع کمال‌الملک جایگاه ویژه‌ای دارد. حضور چندین اثر کمال‌الملک در حراجی‌های مهم دنیا؛ از جمله دو نقاشی شاخص پرتره ناصرالدین‌شاه (۱۳۷۳) و پرتره مظفرالدین‌شاه (۱۳۸۹) در حراج کریستیز لندن، حاکی از توجه ویژه مارکت جهانی به این دسته از آثار اوست. ساخت پرتره‌های ناصرالدین‌شاه، مظفرالدین‌شاه، وثوق‌الدوله، میرزا محمدحسین ادیب، صنیع‌الدوله، عضدالملک (نایب‌السلطنه احمدشاه)، سردار اسعد بختیاری، محمدعلی فروغی و بسیاری دیگر نشان می‌دهد که او اهتمام و توانایی خاصی در ساخت تکچهره داشته است. البته نباید مناسبات اقتصادی هنر را نیز در سفارش این قبیل آثار از نظر دور داشت. حتی زمانی که کمال‌الملک به منظور مطالعه نقاشی چند سالی به اروپا سفر می‌کند نیز خلق پرتره‌هایی چون فونتن لاتور (نقاش فرانسوی)، رامبرانت و یا پرتیه (دربان محل اقامت او در اروپا) ادامه می‌یابد.

کمال‌الملک در اثر حاضر به سراغ ثبت چهره یکی از رجال مهم قاجاری، یعنی کامران میرزا نایب‌السلطنه، فرزند سوم ناصرالدین‌شاه، برادر مظفرالدین‌شاه و ظل‌السلطان و حاکم وقت تهران رفته است. چهره کامران میرزا در این اثر در حالتی موقر، عکاسانه، اشراف‌‌منشانه و در لباسی رسمی به تصویر درآمده است و رقم محمد غفاری نیز در گوشه سمت چپ اثر دیده می‌شود. عکسی از کامران میرزا در همین حالت موجود است که احتمال استفاده این عکس تاریخی را در ترسیم این تکچهره تقویت می‌کند. شاید همان طور که پیش‌تر هم از کمال‌الملک دیده شده، بخشی از اثر را از مدل زنده و بخشی را بر اساس عکس موجود کار کرده باشد. تناسبات رنگ و طراحی در اثر نیز به خوبی مختصات سبکی کمال‌الملک را آشکار می‌کند.

اثر حاضر یک نمونه شاخص از ژانر پرتره‌‌سازی در نقاشی کمال‌‌الملک و به‌طور کلی نقاشی واقع‌گرای دربار قاجار محسوب می‌شود.