Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
Filter by Categories
تصویری
تیر 1396
خبر و رسانه
دی 1395

ژازه تباتبایی (1386 – 1309)

فهرست آثار

اطلاعات اثر

زن: 35×25×86 سانتیمتر و مرد : 114×42×62 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1378
تک نسخه
-این اثر در کتاب ( گزیده آثار ژازه تباتبایی، جلد چهارم: شعر آهن، جلد پنجم: سفری در کهکشان مذاب ص 284 ) به کوشش یلدا زینعلی، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (1383) به چاپ رسیده است

برآورد قیمت

300-200 میلیون تومان

قیمت فروش

قیمت فروش : 2,800,000,000 میلیون ریال

درباره اثر

ژازه تباتبایی (مجسمه)                 

 

سفر به دنیای ژازه تباتبایی، حرکت در کوچه‌باغ‌های فرهنگ عامیانه است. او که از پیشگامان به‌کارگیری قطعات فلزی در هنر مجسمه‌سازی در ایران است، دلباخته اسطوره‌ها، روایت‌های فولکلور و افسانه‌های عامیانه بود و در تمامی آثار هنری خود تلاش کرد آنها را در بستری نو بازآفرینی کند.

تباتبایی، شاعر، نقاش، مجسمه‌ساز، نویسنده و نمایشنامه‌نویس بود که هیچ چیز را عاری از هنر نمی‌دانست و چنین می‌اندیشید که بذر هنر در همه چیز هست. با چنین نگرشی، دست به ساخت مجسمه‌هایی زد که امروزه در زمره مهمترین و تأثیرگذارترین آثار هنری سده بیستم هستند.

مجسمه‌های حاضر با عنوان «بیلی باند»، از مشهورترین کارهای هنرمند است که با استفاده از وسایل بازیافتی و قطعات ماشین‌آلات صنعتی و به شیوه جفت‌وجورکاری یا اسامبلاژ ساخته شده‌اند. هنرمند با بیانی جسورانه به جست‌وجویی دقیق در میان زباله‌های ماشینی پرداخته و از انبوه اجزای مرده آنها، موجوداتی زنده ساخته که نوایی خوش سر می‌دهند.

در این اثر، استفاده از ابزارهای صنعتی و تبدیل آن به پیکره‌هایی دوست داشتنی، پیوند عصر حاضر با گذشته است. در هنر مجسمه‌سازی، همواره هنرمند چیزی بی‌شکل را فرم می‌دهد، می‌سازد و در این روند، هنر زاده می‌شود. در آثار تباتبایی، قطعات ماشین به عنوان دستاوردی بشری، که کارکردی است و راهی به زیبایی ندارد، در دستان خلاق هنرمند به نوعی جدید از چیدمان تبدیل می‌شود و در همین نظم نوین، خلاقیت هنری شکل می‌گیرد. گویی هنرمند، نظام جامعه سرمایه‌داری و عصر صنعتی را به نقد می‌کشد و برای آن قاعده‌ای جدید تعریف می‌کند؛ قاعده‌ای که در آن چرخ‌دنده‌ها، مهره‌ها، پیچ‌ها و یراق‌آلات نه از برای کار کردن، که برای خلق هنر چیده می‌شوند و این چنین آرزویی هنرمندانه محقق می‌شود.

مخاطب در مواجهه با آثار تباتبایی امکان آن را می‌یابد که شیءوارگی را تعریفی دوباره کند. در این آثار آشنایی‌زدایی به بهترین نحو رخ می‌دهد و شیء فلزی خشک، مقاوم، بی‌روح و زمخت، امکان آن را می‌یابد تا در بازتولیدی خلاق، به مجسمه‌ای پویا، دوست‌داشتنی، با چاشنی شوخ و کودکانه بدل شود. با این حال این تغییر، شکل‌دهنده عالمی رویایی و خیال‌پردازانه نیست؛ همواره چیزی از رنج و تنهایی انسان مدرن در این خیال حضور دارد. «طنز و شوخی با رنج موجودات بی‌جان مخلوط می‌شود، او جاندار را موجودی شوخ و مسخره، و بی‌جان را رنج این جهان می‌دید، با آهن آدم‌های مسخره می‌ساخت که با بدن‌هایی فلزی رنج می‌برند»[1].

این مجسمه‌ها تداعی‌گر قدمتی تاریخی‌اند که ریشه در اسطوره دارند و مثل هر اسطوره، روایتگر حقیقتی هستند که در هزارتوی افسانه و خیال پیچیده و پنهان شده؛ فولادهای ساخت بشر، با آن زمختی و صداهای ناهنجار می‌تواند موسیقی دلنوازی را بنوازد. ژازه در شکلی زنده و شوخ‌طبعانه نوازندگان یک گروه موسیقی را مجسم ساخته است. این حجم‌های فلزی به خوبی کیفیت انسانی یافته‌اند و به کالبدی زنده بدل شده‌اند.

 

[1] . نکوداشت هنرمند معاصر ژازه تباتبایی، داریوش اسدی کیارس، مجله تندیس، 23 بهمن 1387، شماره 143، ص 41.