Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
Filter by Categories
تصویری
تیر 1396
تیر 1397
تیر 1398
خبر و رسانه
دی 1395
دی 1396
دی 1397
دی 1398
دی 1399

54   افشین پیرهاشمی (متولد 1353)

فهرست آثار

اطلاعات اثر

عنوان اثر : بدون عنوان

امضاء: «Afshin 2010» (پایین وسط)
رنگ‌روغن روی بوم
75×200 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1389

برآورد قیمت

4000 - 3000 میلیون ریال

قیمت فروش

قیمت فروش : 3,000,000,000 ریال

درباره اثر

نقاشی‌های افشین پیرهاشمی در دوران‌های مختلف کاری دو ویژگی را در خود حفظ کرده است؛ یکی سفیدی گسترده در بوم‌های بزرگ و دیگری سوژه محوری زن. در این میان رنگ سیاه با تونالیته‌های مختلف خاکستری بر بستر بوم، جان‌مایه فیگورهای ژورنالیستی، اغواگر و زیبای زنانی را شکل می‌دهد که گاه با نگاهی پرسشگر به مخاطب نگاه می‌کنند و گاه فارغ از هر نوع دغدغه‌ای در دنیای خود فرو می‌روند. نبود تنوع رنگی در کنار عدم فضاسازی، سبب می‌شود پرسوناژهای نقاشی که غالباً در ابعاد طبیعی مجسم شده‌اند، در حالتی گنگ و خلسه‌وار ترسیم شوند. گاه پرداخت‌های رئالیستی توانمند پیرهاشمی، اثر را به مدیای عکاسی نزدیک می‌کند و گاه حالت‌گرایی پرسوناژهای زنان، حسی از مدلینگ و فشن‌آرت به نقاشی می‌بخشد که زیبایی زنانه را عاری از هر نوع معصومیت‌سازی، به صورتی قدرتمند به تصویر می‌کشد.

در بسیاری از تابلوهای پیرهاشمی، نبود فضا و نوع ترکیب‌بندی متقارن، در کنار فرو رفتن فیگور در زمینه سفید تابلو حسی تقدس‌وار به اثر می‌بخشد؛ گویی نوعی بت‌وارگی در آثار وجود دارد. جایی جدای از زمان و مکان که کالبدی زیبا از زن، در پاکی سفیدی فرورفته و هیچ چیز از عالم ماده با او باقی نمانده است.

اثر پیش رو دو المان زن و پسزمینه سفید را دارد اما عنصر خط فارسی در لابه‌لای چروک‌های پیچان لباس زن دیده می‌شود. شعر، موسیقی و زن در پیوند با یکدیگر، حرکتی آهنگین را شکل می‌دهند که به واسطه نماد درخت انار در گوشه بالای کادر، یادآور مستی شراب است. انار این میوه بهشتی، نمادی از عشق، وفاداری و پیوند است. در عین حال به واسطه پاشیدن لکه‌های قرمز بر روی زن، میان شراب و خون ارتباطی معنایی شکل می‌گیرد. این مفهوم در ادبیات شاعرانه ایران به واسطه تمثیل یار و شراب از یک سو و زن و خون از وجه دیگر بازمعنا می‌شود. زن در حرکتی خلسه‌وار و رقصی آهنگین است و در میان آواهای حروف ممتد نشسته بر پیکرش، لکه‌هایی از خون پاشیده که او را در جایی میان عشق، رنج و درد به خود مشغول داشته است.