Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
Filter by Categories
تصویری
تیر 1396
خبر و رسانه
دی 1395

منوچهر نیازی (متولد 1316)

فهرست آثار

اطلاعات اثر

امضاء: (نیازی M.Niazy 2006 ) (پایین راست)
رنگ روغن روی بوم
سانتیمتر 180×180
تاریخ اثر: 1385

برآورد قیمت

70-50 میلیون تومان

قیمت فروش

قیمت فروش : 1,500,000,000 میلیون ریال

درباره اثر

منوچهر نیازی منوچهر نیازی
نگاه به نقاشی‌های منوچهر نیازی، همیشه آغازگر سفری در عمق ناشناخته‌هاست. درختان ستبر با ریشه‌هایی که گویی تا عمیق‌ترین لایه‌های زمین ریشه دوانده‌اند، روح را به دنیایی اساطیری پرواز می‌دهد.مفهوم رمزآلود درخت، عمری است که ذهن نیازی را به خود مشغول داشته و در جانش ریشه دوانده است. ایستادن در مقابل بوم‌های عظیم او که با انبوهی از تنه‌های سپیدار پر شده، یادآور نخستین مأمن بشر است؛ جنگل‌های انبوه، سایه‌سار خوش درختان، خنکای روز، وهم شب و رطوبت فضا.در زبان اساطیری، درخت، تصویری مثالی از آیینه تمام‌نمای انسان و ژرف‌ترین خواست‌های اوست. این عنصر طبیعی، زاینده انبوهی رمز است که همچون شاخه‌سارهایی پربرگ، گسترش می‌یابد و در عمیق‌ترین بن‌مایه‌های آیینی، فرهنگی و هنری رخنه می‌کند. گویی میان درخت و انسان، تشابهی ازلی هست: هر دو بر زمین جای دارند و سر در آسمان، ریشه در خاک دارند و از آن قوت می‌گیرند و رشد می‌کنند. عالم هنر منوچهر نیازی به نقاشی محدود نیست. او در موسیقی نیز دست دارد و تأثیر آن به وضوح در نقاشی‌هایش دیده می‌شود. همين گرايش كيفيت رمانتيك آثار وي را تشديد مي‌كند. پناه روح عاشق هنرمند، بازگشت به طبیعت و غوطه خوردن در بستر بکر زمین است. گویی از ازدحام شهر به جنگل پناه می‌برد؛ جنگل آغوش باز می‌کند و با تمام توان و به گرمی هنرمند و بیننده را پذیرا می‌شود. در چنین بستری، اما خبر از انسان نیست.در این اثر، تکرار تنه درختان با بازنمودی از درهم فشردگی، در کنار قدرت اجرای نقاش، نمادی از استقامت است. رنگ‌ها بر روی بوم ریخته و پاشیده می‌شود و قبل از آنکه مجال خشک شدن یابد به واسطه کاردک، با جهش‌هایی تند و آنی، جمع شده و بدین ترتیب تصویر درخت ظاهر می‌شود؛ آرام و صبور، ماندگار و جاودانه.تابلوهای نیازی را می‌توان تصویری از عمیق‌ترین تنهایی‌های بشری دانست. «او شاعر سیاهی‌ها و روایتگر خوب تهی ماندن‌هاست» . درختان رنگ‌پریده، در پس لکه‌های قرمز و زرد درخشان، در پاییزی ابدی فرو رفته‌اند. انبوهشان، جلوی دیدن آسمان را گرفته؛ راه گریزی نیست و می‌باید در میان تنه‌های ستبرشان گم شد و ملال و بهت خویش را پنهان کرد. حسرت واماندگی و جداماندن از اصل و رویای وصال با کور سویی از امید، روح ناظر را به انتهای کوره‌راه‌های میان درختان فرا می‌خواند و این چنین سفر، دوباره آغاز می‌شود.
. روایتی غم‌انگیز از جنگل‌های دور، روزنامه آیندگان، 7خرداد 1353، ص 6.