برآورد قیمت : 3 - 2 میلیارد تومان
رقم برنده مزایده: 2,000,000,000 تومان
رقم نهایی فروش: 2,200,000,000 تومان
نقاشیهای داوود زندیان، دعوتی است به جهانی برآمده از خیال هنرمند که همزمان، صحنههایی از خاطرات، تجربیات، آرزوها، ترسها، علاقمندیها و مد روز را به ذهن مخاطب فرامیخواند و روایتی را آغاز میکند که جنسی از رئالیسم جادویی را در خود دارد و از این رو همنشینی ساحتهای مختلف را از زوایای دید گوناگون امکانپذیر میکند.
هرچند در نگاه نخست، این صحنههای نقاشی، از همنشینی اشیا و انسانهای مختلف شکل میگیرند، اما از هرگونه انسجام ساختاری میگریزند. از این رو روایت مستتر در پردههای نقاشی زندیان را جز با توسل به خیالی طنزگونه نمیتوان به پایان رساند. تأثیر این روایات مختلف و گاه بیارتباط از نظر زمان و مکان را شاید بتوان باقیمانده از تجربیاتی دانست که هنرمند در نوجوانی و در عرصه نقاشی خیالیسازی (قهوهخانهای) از سر گذرانده و در پس ذهن او تا به امروز باقی مانده است. از این رو نقاشیهای سترگ زندیان، همواره شامل روایتهای مختلفی هستند که در میان رنگ و خط پنهان شدهاند و ذهنی خلاق و بازیگوش را به یک بازی بیانتها در روایتسازی وداستانسرایی فرامیخوانند. روایاتی که به واسطه جملات منقطع و کوتاه، که در جایجای تابلو نوشته شده، سرنخهای از خیال سیال هنرمند را به مخاطب منتقل میکند.
اثر پیش رو نمایش بزمی از نوازندگان است که به واسطه نوع پوشش، نه به دوران معاصر بلکه به حدود دهه پنجاه شمسی تعلق دارند. وجود نوشته در پایین سمت چپ اثر با مضمون «گروه موسیقی آقا یحیی» مؤید این نظر است. در این اثر اشیایی چون انواع میکروفن، سینی مسی، چراغ نفتی، وسایل پذیرایی ساده مثل لیوان چای و قوری، نامههای قدیمی، تکههای روزنامه، شیشهها و بطریهای نوشیدنی در کنار پیکرههای انسانی مردان میانسال و زنان جوان تصویر شده است. تصویر به واسطه حضور وسایل قدیمی مانند چراغ نفتی، نوع میکروفونها، صندلیهای لهستانی و حتی کلید و پریزهای قدیمی، صحنه را به روایتی بازنمایی شده از بزمهای خصوصی دوران قدیم ایران مربوط میکند. تصاویر سیاه و سفید از هنرپیشگان و خوانندگان دوران گذشته نیز بر این فضاسازی نوستالژیک تأکید میکند. در عین حال استفاده از این عکسهای کهنه حسی از فضاهای سینمایی دارد. این ارجاعات سینمایی یکی از شاخصههای هنرورزی زندیان است و شاید ریشه در علاقه هنرمند به سینما داشته باشد؛ او که تجربه ساخت چندین فیلم کوتاه موفق را در رزومه هنری خود دارد، در جوانی به نقاشی پردههای سینمایی اشتغال داشته و از این رو به خوبی از تأثیر چهرههای سینمایی بر ساخت سلیقه عامه مطلع است و در نقاشیهایش با این قبیل ارجاعات تاریخی، پرسش از امر هویتساز و محبوبیت اجتماعی را بر بستر نئوپاپ مطرح میسازد.
نکته قابل توجه دیگر تعلیق حاضر در صحنه به لحاظ زمان و مکان است که باز میتوان آن را به عنوان شاخصه بعدی در نقاشیهای زندیان دانست. به لحاظ زمانی، حضور دو زن جوان با چهره و پوشش امروزی، تصویر را به همنشینی دو دوره مختلف، از دو نسل و دو سلیقه بدل کرده است. هنرمند به قصد و بهصورت هدفمند، بخشهایی از تصویر را ناتمام گذاشته و بدین طریق، کل صحنه را به تعلیق واداشته است. هرچند در صحنه انار سرخ، چای داغ، بِه و سیب سرخ، خبر از بزمی دلنشین دارد، اما هیچ یک از پیکرهها حالتی شاد و یا غمگین ندارند. این چهرههای بیحالت که با نگاهی گنگ به مخاطب مینگردند، بیانی از سرگشتگی هویت هستند و گویی تفاوت فضای خصوصی و عمومی در جامعه امروز ایران را از زاویهای ظریف نقد میکنند.
داوود زندیان نقاشی را نزد محمد فراهانی و حسین همدانی از نقاشان قهوهخانهای فراگرفت. در سال 1365 به نروژ مهاجرت کرد. اولین نمایشگاه انفرادی خود را در انجمن هنر الوروم، نروژ (1371) برپا کرد. از آن پس آثارش در نمایشگاههای انفرادی و گروهی متعدد در ایران و دیگر کشورها به نمایش درآمده و جوایزی نیز به دست آورده است.