برآورد قیمت : 16 - 14 میلیارد تومان
رقم برنده مزایده: 14,200,000,000 تومان
رقم نهایی فروش: 15,620,000,000 تومان
پیوند میان هنرهای تصویری و ادبیات در هنر ایرانی، پیوندی کهن است و از این رو مفاهیم برآمده از بنیانهای دینی، عرفانی و تاریخی از جمله مهمترین مضامین فرهنگ بصری ایران محسوب میشوند. در سیر تحول تاریخ نگارگری ایرانی، علاوه بر تحولات فرمی، تحولی مضمونی نیز شکل میگیرد و آرامآرام مفاهیم انتزاعی و نمادین عرفانی جایگزین رویکردهای تاریخگرایانه و اسطورهمحور میشود و زمینه را برای شکلگیری و ظهور هنرمندان مکتب نگارگری معاصر ایران مهیا میسازد. در این میان آثار محمود فرشچیان از چنان قوتی برخوردار است که موجب شکلگیری مکتب خاص و شیوهای منحصربه فرد میشود که در جهان به نام ایشان شهره است؛ آثاری که از دو بُعد دارای اهمیت ویژه هستند:
نخست، شیوه رنگگذاری نوین و گاه امپرسیونیستی که ماحصل شناخت فرمالیستی هنر مدرن توسط هنرمند است و همچنین بهرهگیری از رنگهای درخشان، توجه به جزییات و قلمگیریهای نازک و دقیق که بازتاب پیروی از دستاوردهای کهن نگارگری ایرانی است و در نهایت شیوهای را شکل میدهد که به لحاظ قوت قلم و پرداخت فرمهای پیچیده تحولی نوین در نگارگری ایرانی را تجسم میبخشد.
دوم به لحاظ مفهومپردازی که با بهرهگیری از عناصر تغزلی و عارفانه و ساخت و پرداخت فضایی تعلیقی و خیالانگیز، به تجسم مفاهیم انتزاعی و ذهنی پرداخته و ترکیبی دلانگیز و شاعرانه از اصالت و نوآوری را شکل میدهد. آثار فرشچیان به واسطه تواناییهای منحصر بهفرد و شیوه شخصی او، تجسم بصری هنری است که احساسگرایی، ایجاد نقوش متحرک، خلق فضاهایی با فرمها و خطوط منحنی، مواج و نرم در آن به اوج ظرافت و زیبایی میرسد و فصلی تازه را در هنر ایران رقم میزند.
همآمیزی سنت و مدرنیته در آثار فرشچیان منحصر به تکنیک خاص رنگگذاری او نیست، بلکه از نظر مضمونی نیز نگاه او به مفاهیم عرفانی، نوآورانه و منحصر بهفرد است. از اینرو هنر او تجسم عالی یکی از بنیادیترین اصول هنر ایرانی است؛ اصلی که در آن «هر نمود عالم محسوس، صورت معنایی است از عالم غیب که برای رسیدن آن به مبدأ، به تعبیر و تعمق احتیاج دارد. هنرمند در مقام سالک پس از جذبه و الهام با به رویت کشاندن آن عوالم به گونهای نمادین، آن خاطره وصول و بازبینی دیدار را تداوم میبخشد. بر این اساس میتوان دریافت تمامی اشکال، نقوش و رنگها به گونهای جزئی و تک به تک برای خلق فضا معنای کاملی نمیدهند و در ترکیب معنا مییابند، چراکه هدف هنرمند سنتی از تمامی این نقوش و کیفیات آن بیان یک معنای واحد در فضایی است که مرتبهای را نشان میدهد».[1] از اینرو شناخت آثار هنرمندانی چون محمود فرشچیان، وابسته به شناخت مرتبهای است که هنرمند قصد تجسم آن را داشته و از سویی دیگر این مرتبه به واسطه ظهور امر عرفانی، نمادگرایانه و تمثیلی نیز است و موجب ایجاد ژانری خاص در هنرهای سنتی میشود که به واسطه تکرار، تداوم معنایی مییابد.
نقاشی گلومرغ یکی از این ژانرهای خاص در هنر کهن ایرانی است که مضمون اثر پیش رو را نیز تشکیل میدهد. این ژانر هنری که بنمایه آن در دوران صفوی شکل گرفته و در دوره قاجار به اوج رسیده، خاستگاهی کهن و اسطورهای دارد که به ارتباط نمادین درخت و سیمرغ، یا گل و مرغ باز میگردد و به مرور در آمیزش با مفاهیم عرفانی، وجهی سمبلیک یافته و تجسم فضایی مثالی میشود که در آن شیدایی انسان دورافتاده از بهشت را به عشق بلبلی خوشخوان به گل تشبیه میکند. در این بیان نمادین، گل در عالم تعیّن و طبیعت مظهر لطافت و صفای دل است و نمادی از باغ بهشت و خلد برین، که بوی خوش و عطر طربانگیزش موجب مستی و سکر میشود؛ و مرغ نیز نمادی از روح سالک که به شوق دیدار معشوق بر روی شاخسار درختی پیچان، نغمه خوش سر میدهد و تسبیح حق میگوید و غنچههای گل به آواز خوشش شکفته میشوند. در این اثر، هنرمند برخلاف سنت گلومرغ، بر درخت تأکیدی افزون دارد؛ دو درخت، یکی کهنسال و دیگری جوان و نورسته به هم پیچیدهاند و با توسل به بیان تمثیلی همآمیزی پیری و جوانی، مفهوم زمان را به امر سرمدی و همیشگی پیوندی نمادین دادهاند. هفت مرغ در صورتهای مختلف تجسم شدهاند که به تقدس عدد هفت در تفکر اسلامی اشاره دارد و هفت مرغ را به تمثیلی از هفت آسمان، هفت زمین، هفت دریا و هفت بهشت تبدیل میکند. در اندیشه عرفانی اسلامی، هفت برابر با عدد آیات سوره فاتحه، هفت مرحله مناسک حج و هفت موضوع قرآن است.[2] چنین ارجاعات نمادینی در خصوص عدد هفت، سبب شده در شعر عرفانی، هفت نمادی مبارک و به تمثیلی از حد کمال تبدیل شود؛ به نحوی که منطقالطیر عطار هفت وادی دارد، نام رساله خواجهعبدالله انصاری هفتحصار است؛ منظومه محتشم کاشانی هفتبند نام دارد و نظامی در هفتپیکر به صورت نمادین هفت وادی طریقت را با هفت روز هفته، هفت رنگ و هفت آسمان پیوند میدهد. در این اثر نیز هفت پرنده بر هفت شاخه نشستهاند و هفت تخم در لانه و در میانه تصویر تجسم شده است. استفاده از هارمونی رنگهای گرم و سرزنده، به تجسم صحنهای از بهشت اشاره دارد که تجلی کمال و وصال انسان عاشق با ذات حق در مقام معشوق است؛ تجسمی که در پیچش دو درخت کهن و جوان و دو پرنده سمت چپ اثر نیز با بیانی تمثیلی بازآفرینی شده و بهشتی همیشه بهار را تجسم کرده که گلهای پنجپر به آواز خوش پرندگان رنگارنگ در آن شکفته شده و جهانی خیالانگیز و مثالی را شکل داده است.
محمود فرشچیان نقاشی را در کودکی نزد میرزا آقا امامی آموخت. سپس در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان زیر نظر عیسی بهادری آموزش دید (1329-1322). پس از پایان این دوره به وین رفت و چندین سال به مطالعه آثار نقاشان برجسته غرب پرداخت. به استخدام اداره کل هنرهای زیبا درآمد و در هنرستانهای تهران و دانشکده هنرهای زیبای تهران تدریس کرد. نخستین نمایشگاه انفرادی خود را در انجمن فرهنگی ایران و انگلیس، اصفهان برپا کرد (1327). از آن پس آثارش در نمایشگاههای انفرادی و گروهی متعدد در ایران و دیگر کشورها به تماشا درآمد. موزه فرشچیان در مجموعه کاخ موزههای سعدآباد دایر شده است.