برآورد قیمت : 4 - 3 میلیارد تومان
رقم برنده مزایده: 3,300,000,000 تومان
رقم نهایی فروش: 3,630,000,000 تومان
در نقاشی نوگرای ایران، نقاشانی مانند سهراب سپهری، ابوالقاسم سعیدی، داوود امدایان و حسین محجوبی از جمله هنرمندانی هستند که هر یک بر اساس جهانبینی خود به نقاشی از طبیعت پرداخته و قطعههایی ماندگار از هنر ایران را به یادگار گذاشتهاند. در این بین رویکرد حسین محجوبی در نمایش طبیعت، به تماشاگذاشتن زیباییها و تأکید بر نفی خشونت و تخریب و تباهی است. نقاشی حاضر همچون دیگر آثار این هنرمند درباره طبیعت بهشتی زادگاه او یعنی گیلان است. زندگی در فضای سرسبز و مفرح گیلان نقش مهمی در علاقمندی او به نقاشی از طبیعت داشته است. گیلان سرسبز در نقاشیهای محجوبی به رنگ آبی است. آبی خاص و مخصوص او که طیفی از لاجوردی و آبی و سبز را شامل میشود، یادآور آبی بیکران آسمانهای گیلان و وسعت لطیف و مهآلود صبحهای لاهیجان از فراز ارتفاعات شیطانکوه است؛ کوهی که تمام کودکی و نوجوانیاش در آنجا گذشت و با آوازخوانی و سازنوازی او و دوستانش سپری شد. دلمشغولی کودکانهای که رفتهرفته جای خود را به نقاشی از طبیعت سرسبز و خرم اطراف لاهیجان داد: ایستادن بر فراز و نظاره وسعت بیانتهای مناظر پیش رو و دقیقشدن در طبیعتی چندلایه از کوه و مه و درخت و حیوان و پرنده. شاید اکنون بشود فهمید که چرا حسین محجوبی در آثارش و بهخصوص در این اثر همچون ناظری بالاتر از خط افق ایستاده و بیننده را به دیدن نقاشیهایش دعوت میکند.
در یکی از نمایشگاههایش در دههی چهل، جلال آلاحمد از محجوبی پرسیده بود که چرا این درختها را میکشی؟ حسین محجوبی در پاسخ گفته بود: «در نوجوانی عصرها که برای تماشای طبیعت و نواختن موسیقی از شهر لاهیجان بیرون میرفتم، میدیدم که این درختها که سر به آسمان گذاشتهاند، انگار مرا از زمین به سوی آسمان میکشند. انگار که درختها مانند میلههای چوبی زندان شدهاند و ما در این سوی زندان گرفتاریم و نمیتوانیم به طبیعت آن سوی درختان تبریزی دست پیدا کنیم». از آن زمان محجوبی فضایی از یک طبیعت دور از دست را که با حصاری از درختان تبریزی، محصور شده ترسیم میکند.
با اینکه محجوبی فقط طبیعتی بهشتی را مینمایاند، اما نقاشیهایش آثاری دکوراتیو و خالی از معنا نیستند بلکه هر اثر او بیانگر عواطف و احساساتش نسبت به طبیعت، هستی و خلقت است. انسان در آثارش حضور ندارد اما عدم حضور انسان و رودررویی با سرزندگی و شورانگیزی بهشت خیالی، مخاطب را با حسرت زیستن در لحظه اکنون مواجه میکند. روند مصیبتبار زیستن در شرایطی که جهان به سمت تخریب و انهدام پیش میرود، بر هنر معاصر هم تأثیر گذاشته است. هنرمندان نیز در این میانه، خود به عنوان یکی از چرخدندههای عصبیت و انهدام، به بازتولید نشانههای خشم و عصیان میپردازند تا با خالیشدن از عصیان در برابر آن بایستند. اما راهحل حسین محجوبی برای تلنگر بر نیستی، تأکید بر هستی است: او طبیعت مهربانی را میکشد که در هیاهوی زیستن و مسابقه بیسرانجام برای بهترینبودن، نه تنها از نظر پنهانمانده که در کژاندیشی و مریضی احوالات انسانی در معرض انهدام و انقراض است؛ طبیعتی که همین طبیعت پیش رو نیست، تمام سرنوشت زمین است. حسین محجوبی نقاشی است که نگرانیاش برای آینده زمین او را وادار به نقاشی میکند تا تلنگری بر اذهان خوابیده مردمانی باشد که از آینده هولناک این جهان بیمناک نیستند.
حسین محجوبی در رشته نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای تهران فارغالتحصیل شد (1338-1333). نخستین نمایشگاه انفرادیاش را در باشگاه مهرگان برپا کرد (1337) و از آن پس، نقاشیهایش را بارها به صورت انفرادی و گروهی در ایران، فرانسه، سوئد، سوییس، امریکا و آلمان به تماشا گذاشته است. از آثار ماندگار محجوبی در عرصه معماری و پارکسازی و فضای سبز، طراحی پارک ساعی در تهران است. در کارگاه نقاشی خود که «آشیان نقش و مهر» نام گرفته، به نمایش آثار خودش و دیگر هنرمندان میپردازد.