برآورد قیمت : 8 - 7 میلیارد تومان
رقم برنده مزایده: 8,200,000,000 تومان
رقم نهایی فروش: 9,020,000,000 تومان
در میان هنرمندان نسل دوم مدرنیسم ایران، لیلی متیندفتری جایگاهی متمایز و تا حدی منزوی دارد. اثر پیش رو، متعلق به سال ۱۳۴۵، نمونه بارز دوره بلوغ اوست. دورهای که متیندفتری به سوی سادهسازی، تختسازی رنگها و انتزاعی کردن فضا حرکت میکند. ترکیببندی این تابلو بر اساس تقسیمبندی عمودی سهگانه استوار شده است. بخش بالایی بوم با آبی تیره و عمیق پوشیده شده که یادآور آسمان شب یا فضایی کیهانی و دستنیافتنی است. بخش میانی، نواری شکسته از آبی روشنتر را دربرمیگیرد که گویی افقی در حال ذوب شدن در روشنایی را مجسم میکند و بخش پایانی، گسترهای از قهوهای سوخته و خاکی است که حکم زمین یا دیواری کاهگلی را دارد. این سه نوار رنگی، هرچند تخت و عاری از هرگونه مدلاسیون حجمی اجرا شدهاند، با تکیه بر تضادهای رنگی سرد و گرم، عمقی نمادین میآفرینند. متیندفتری در اینجا آگاهانه از اصول پرسپکتیو و نورپردازی کلاسیک صرفنظر کرده و سطح بوم را به مثابه پهنهای برای نشانهگذاری مفهومگرا بازتعریف میکند.
در مرکز این فضای سهلایه و بر روی زمینه آبی روشن، خطی مورب و نسبتاً ضخیم به رنگ مشکی کشیده شده است. این خط، که از بافتی ناهموار و طنابگونه برخوردار است، عنصری است با کارکرد دوگانه: از یک سو، به مثابه طناب بند رخت، عملی روزمره را یادآوری میکند و از سوی دیگر به دلیل جایگذاری در مرکز ترکیببندی و تقابل با پسزمینه، به نشانهای از وصل یا حد فاصل میان آسمان و زمین بدل میشود. بر روی این طناب، دو پرنده سفید، با بدنی سادهشده، بالهایی بسته و تقریباً مجسمهوار، نشستهاند. هر دو پرنده رو به یکدیگر دارند و نگاههایشان در نقطهای مشترک گره میخورد. همین حالت، بیدرنگ تداعیگر کهنالگوی دلدادگی در نقاشی ایرانی و به ویژه مفهوم عرفانی همنشینی عاشق و معشوق، یا مجلس دودلداده در نگارگری مکتب اصفهان است. در سنت بصری ایران، دو پرنده، به ویژه مرغ عشق یا کبوتر، نماد وصال، انتظار یا گفتوگوی خاموش هستند. متیندفتری با حفظ این رمزگان، اما حذف هرگونه تزیینات و عناصر جانبی، این مفهوم کهن را به مدرنترین شکل ممکن بازآفرینی کرده است.
در سمت چپ طناب مشکی، لباسی نارنجی با رنگی اکسپرسیو در بافت تخت و قهوهای زمینه آویزان است. دو گیره لباس که با خطوط مختصر و مینیمالیستی سیاه ترسیم شدهاند، لباس را به طناب متصل کردهاند. حضور نارنجی در این فضا که عمدتاً با رنگهای آبیهای سرد و قهوهای خاکی شکل گرفته، موجب شکلگیری تضاد رنگی شده و در عین حال کمپوزیسیون رنگی اثر را تعادل بخشیده است. نارنجی، به عنوان رنگ مکمل آبی نه تنها از نظر بصری تنش میآفریند، بلکه از نظر نمادین میتوان آن را نشان جدایی، انتظار یا حتی آرزوی ازدسترفته تعبیر کرد. لباس آویخته، بیصاحب و خالی، در کنار همنشینی دو پرنده، نوعی پارادوکس روایی میسازد که در آن پرندگان نمادی از وصال و لباس سمبلی از فراق است. از این رو لباس نارنجی، حکم ابژه گذار را دارد؛ چیزی که همزمان نشاندهنده حضور پیشین و غیاب کنونی است. دو پرنده نیز که به جای پرواز نشستهاند، تماشاگران ساکت این غیاباند. شاید بتوان گفت متیندفتری در این اثر، یکی از بنیادیترین تمهای عرفان ایرانی، یعنی مفهوم فراق و اشتیاق وصال را با زبانی مینیمال، تخت و مدرن بازتعریف کرده است. حذف حجمنمایی، عمقنمایی و سایهپردازی، همگی ذهن تماشاگر را از چگونگیِ بازنمایی به چیستیِ رابطه میان نشانهها معطوف میسازد.
لیلی متیندفتری در کودکی به انگلیس رفت (1325) و در مدرسه هنرهای زیبای اسلید آموزش دید (1338-1335). دورهای را نیز در هنرکده کمبرول لندن گذراند (1339-1338). پس از بازگشت به ایران به تدریس پیکرهسازی در دانشکده هنرهای زیبا پرداخت (1344-1339). آثارش به بینالهای تهران راه یافت و اولین نمایشگاه انفرادی خود را در گالری بورگز برپا کرد (1345). وی موفق به کسب جایزه پنجمین بینال تهران شد (1345). از آن پس آثارش در نمایشگاههای انفرادی و گروهی متعدد در ایران و دیگر کشورها به نمایش گذاشته شد. متیندفتری از سال 1357 در فرانسه اقامت گزید و در همانجا درگذشت.