امضا: «احصائی» (پايين چپ) و «Ehsai 2011» (وسط)
رنگروغن روی بوم
142×193 سانتيمتر
تاریخ اثر: 1390
پیشینه:
این اثر در سال 1391 در اولین حراج تهران ارایه شده است.
برآورد قیمت : 26 - 24 میلیارد تومان
رقم برنده مزایده: 24,000,000,000 تومان
رقم نهایی فروش: 26,400,000,000 تومان
امضا: «احصائی» (پايين چپ) و «Ehsai 2011» (وسط)
رنگروغن روی بوم
142×193 سانتيمتر
تاریخ اثر: 1390
پیشینه:
این اثر در سال 1391 در اولین حراج تهران ارایه شده است.
اثر پیشرو نمونهای گویا از آن دسته دستاوردهای محمد احصایی است که میتوان آن را نقطه تلاقی خط و نقاشی در مدرنیسم ایرانی دانست. هنرمند در اینجا با بهرهگیری از ضربهقلمهای سفید، آبی و طلایی بر زمینهای سیاه، ساختاری پرتحرک، متراکم و ریتمیک پدید آورده که در آن زمینه سیاه صرفاً نقش پسزمینه ندارد، بلکه همچون فضایی بیکران و کیهانی، فرمهای نوشتاری را در خود جای داده و بدینطریق امکان ظهور معنای رنگها و کلمات را فراهم آورده است.
کنتراست شدید میان تیرگی بستر نقاشی و درخشش رنگهای روشن، کیفیتی خاص به اثر بخشیده که نگاه مخاطب را در میان تودههای درهمتنیده حروف و حرکات چرخان قلم به حرکتی دوار و بیانتها در میآورد. خط سفید در نوشتار هفتبار کلمه «الله» نقشی محوری دارد و با ایجاد بیشترین تضاد بصری، بخشهای اصلی ترکیب را برجسته میسازد؛ نقاش هنرمندانه از رنگ آبی استفاده کرده و صرفا دو کلمه «الله» را به آن اختصاص داده و برای ایجاد گردش چشمی خوشایند، تشدیدها و اعراب دیگر نوشتهها را با آبی انجام داده و به این طریق به اثر عمق و طنین معنوی داده است. رنگ اکر یادآور استفاده از رنگ طلایی در خوشنویسی سنتی است که همچون عنصری واسطه، میان تیرگی زمینه و درخشندگی فرمهای سفید و آبی پیوند ایجاد میکند.
حرکت کلی عناصر، اگرچه در نگاه نخست سیال و رها به نظر میرسد، اما نوع چیدمان مبتنی بر حرکت حلزونی از میان تابلو به سمت کنارهها، بیانگر نوعی سازمانیافتگی پنهان در ترکیببندی اثر است. گویی فرمهای نوشتاری در پیرامون مرکزی نامرئی یا خلأیی درونی به گردش درآمدهاند و ساختاری دایرهوار و مدور ایجاد کردهاند. این حرکتِ چرخشی میتواند یادآور سماع، گردش کیهانی، چرخه هستی و مفهوم ذکر باشد.
در کنار این حرکات منحنی و پیچان، حضور برخی خطوط راستقامت و مایل، بهویژه در امتداد قطر تابلو، از یکنواختی ترکیب جلوگیری کرده و میان سکون و حرکت، تعادل و آشوب، و انسجام و گریز تضادی زیبا ایجاد کرده است.
هرچند احصایی در این اثر، از ظرفیتهای هندسی و ساختاری خطوطی چون ثلث، محقق و ریحان بهره گرفته، اما کاملاً به قواعد سنتی خوشنویسی وفادار نمانده و با دخل و تصرفهایی خاص سبک شخصی هنرمند، حروف را از کارکرد معمول زبانی و خوانایی روزمره آنها جدا کرده است. در نتیجه، حروف بیش از آنکه حامل متنی قابل خواندن باشند، به عناصر تصویری، بافتی و حرکتی تبدیل شدهاند که حروف را به عنوان مؤلفههای فرمی نمایش میدهند. با اینحال، شمایل حروف ثلثمانند، همچنان در اثر باقی مانده و مانع از آن میشود که ترکیب کاملاً از قلمرو نوشتار جدا شود. همین وضعیت دوگانه، یعنی حضور همزمانِ نشانه زبانی و فرم انتزاعی، یکی از مهمترین ویژگیهای نقاشیخط محمد احصایی است. در این بستر، هر خط نهتنها تصویری از یک حرف، بلکه سندی از حرکت بدن، فشار دست، سرعت قلم و لحظه اجراست که پروسه خلق اثر را در ذهن متبادر کرده و یادآور بنیانهای زیباییشناسانه در نقاشی کنشی میشود.
محمد احصایی فعالیت هنری را از سال 1339 در مؤسسات تبلیغاتی آغاز کرد و سپس مسؤولیت خوشنویسی و صفحهآرایی کتابهای درسی را بر عهده گرفت (1353-1343). دوره لیسانس گرافیک را در دانشکده هنرهای زیبا گذراند (1350-1346) و در همانجا مشغول تدریس شد. اولین نمایشگاه انفرادیاش را در گالری سیحون برپا کرد (1351) و از آن پس آثارش در نمایشگاههای گروهی و انفرادی متعدد به نمایش درآمده است. او تاکنون چندین پروژه هنری را اجرا کرده است، از جمله سالن کنفرانس دانشکده الهیات (1357-1354) و سفارتخانه ایران در ابوظبی (1370-1367). احصایی علاوه بر کسب جایزه فستیوال بینالمللی کانی سورمر در فرانسه (1354)، از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار برگزیده شده (1383) و مدال ملی درجه یکم فرهنگ و هنر را از ریاست جمهوری دریافت کرده است (1384).