امضا: «منیر شاهرودی فرمانفرمائیان 1387MONiR-SHAHROUDY-FARMANFARMAiN. 2008» (پشت اثر)
آیینهکاری، نقاشی پشت شیشه و گچ روی چوب
120×120 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1387
برآورد قیمت : 150 - 100 میلیارد تومان
رقم برنده مزایده: 120,000,000,000 تومان
رقم نهایی فروش: 132,000,000,000 تومان
امضا: «منیر شاهرودی فرمانفرمائیان 1387MONiR-SHAHROUDY-FARMANFARMAiN. 2008» (پشت اثر)
آیینهکاری، نقاشی پشت شیشه و گچ روی چوب
120×120 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1387
در آثار منیر فرمانفرماییان آیینه تنها سطحی برای بازتاب جهان نیست؛ گویی خودِ جهان از آیینه ساخته شده است. جهان در اینجا نه یک کلیت یکپارچه، که از هزاران قطعه کوچک شکل گرفته؛ قطعاتی که هر یک چیزی را میشکنند و همزمان چیزی تازه میسازند.
اثر پیشرو در نخستین مواجهه، بیننده را با نظمی هندسی و دقیق روبهرو میکند؛ ساختاری متقارن که اجزای آن با وسواسی معمارانه در کنار یکدیگر نشستهاند. چهار بخش پیرامونی، در نسبت با لوزی مرکزی، نظمی را شکل میدهند که بیش از آنکه یادآور یک تصویر باشد، به یک معماری فشرده و ناب میماند؛ معماریای که از دیوار و سقف و ستون تهی شده و به جوهر هندسی خود رسیده است.
این نظم، برخلاف ظاهر آرامش، ایستا نیست. آیینهها آن را به حرکت درمیآورند. هر قطعه کوچک، جهانی از نور را در خود میگیرد و به جهان دیگری پس میدهد. نور بر سطح اثر میلغزد، میشکند، تکثیر میشود و دوباره در جایی دیگر پدیدار میشود. در نتیجه، اثر هرگز یک تصویر ثابت نیست. با تغییر جایگاه مخاطب، آنچه دیده میشود نیز تغییر میکند. اثر خود را به چشم بیننده واگذار میکند. اینجاست که آیینه در آثار فرمانفرماییان از یک ماده تزیینی فراتر میرود. آیینه، مخاطب را به درون اثر میکشد؛ جهان بیرون را وارد آن میکند و مرز میان اثر و محیط را از میان برمیدارد. بیننده اثر را میبیند، اما همزمان بخشی از جهانِ خودش نیز در آن ظاهر میشود. گویی اثر به جای آنکه چیزی را پیش روی قرار دهد، چگونه دیدن را گوشزد می کند.
در اینجا میتوان ریشههای عمیق اثر را در سنت آیینهکاری ایرانی دنبال کرد؛ اما منیر گذشته را بازسازی نمیکند. او آن را از نو میاندیشد. آنچه از معماری ایرانی به اثر راه یافته، تصویر یک بنای تاریخی یا نقش یک کاشی نیست؛ بلکه روح آن معماری است که تقارن، تکرار، مرکزیت، ریتم، تقسیم و تکثیر را شامل میشود. فرمانفرماییان این عناصر را از بستر تاریخیشان جدا میکند و در فضای هنر معاصر دوباره کنار هم مینشاند. از اینرو اثر نه بازنمایی سنت، که نوعی گفتوگوی زنده با آن است. شاید از همینجاست که میتوان به یکی از بنیادیترین وجوه هنر او رسید: ایرانیبودن در آثار فرمانفرماییان لزوماً در نشانههای آشکار و قابل شناسایی حضور ندارد، بلکه در نحوه سازمانیافتن جهان اثر اتفاق میافتد.
یکی از زیباترین وجوه این اثر در همین رابطه میان جزء و کل است. هر قطعه کوچک و مستقل است، اما معنای آن در همنشینی با قطعات دیگر شکل میگیرد. هیچ قطعهای به تنهایی کافی نیست؛ همانگونه که هیچ جزء از یک معماری پیچیده بدون نسبتش با کل معنا پیدا نمیکند. از این منظر، هندسه فرمانفرماییان فقط هندسه شکلها نیست؛ هندسه رابطههاست. فرمانفرماییان از آیینه، تصویر نمیسازد؛ جهانی میسازد که تصویر در آن مدام در حال زادهشدن است.
منیر شاهرودی فرمانفرماییان در دانشکده هنرهای زیبای تهران تحصیل کرد. سپس در دانشگاه کورنل نیویورک (1324) و مدرسه طراحی پارسونز (1329-1325) به تحصیل ادامه داد. در جامعه هنرجویان نیویورک آموزش دید (1332-1329). پس از بازگشت به ایران اثری از او در نخستین بینال تهران به تماشا درآمد و موفق به دریافت نشان طلا شد (1337). اولین نمایشگاه انفرادی خود در ایران را در دانشکده هنرهای زیبای تهران برپا کرد (1341) و از آن پس آثارش در نمایشگاههای گروهی و انفرادی متعدد در ایران و دیگر کشورها به نمایش درآمده است. در سال 1393، موزه گوگنهایم نیویورک نمایشگاهی از مجموعه آثار او برگزار کرد. موزه منیر فرمانفرماییان در موزه نگارستان دایر شده است.