امضا: امضای هنرمند و «05» (پایین راست)
اکریلیک روی بوم
چهارلتهای، هر لت 100×120، در مجموع 400×120 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1405
برآورد قیمت : 5 - 4 میلیارد تومان
رقم برنده مزایده: 10,000,000,000 تومان
رقم نهایی فروش: 11,000,000,000 تومان
امضا: امضای هنرمند و «05» (پایین راست)
اکریلیک روی بوم
چهارلتهای، هر لت 100×120، در مجموع 400×120 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1405
مهرداد محبعلی یکی از نقاشان شاخص ایرانی است که به بحرانها و پیچیدگی روابط و عقاید انسان ایرانی پرداخته است. آثارش مرجعی برای رجوع به رویا، خاطره، حسرت و واقعیت زندگی انسان معاصر ایرانی است. کمتر نقاشی همانند او ایران و مردم ایرانی را نقاشی کرده است. کارهایی که بدون آنکه بخواهد، بدل به آثاری سیاسی و اجتماعی میشوند تا وضعیت پیچیده زیست مردم ایران را به نمایش بگذارند. او انسان ایرانی را همچون یک بازیگر به تصویر میکشد که در حال نقش بازیکردن است. این نقش بازیکردن گاهی نقش خود واقعی فرد است و گاه محبعلی مچ پرسوناژ را در حال ایفای نقش دروغین میگیرد و دروغ او را بر ملا میکند. او برای این صحنهگردانی نیاز به صحنه نمایش دارد. او همانند عکاسان استیج، به صحنهآرایی روی میآورد و میزانسنهای متنوعی را برای روایت طراحی میکند. گویی انسان در آثارش نه در یک فیلم سینمایی که در یک تئاتر حضور دارد. نقشهای تئاترال، نورپردازیهای چندگانه، پرسوناژهای بزکشده و نقشهای اغراقآمیز موقعیتی گروتسکوار را موجب میشود که نمایی از وضعیت آشفته انسان ایرانی از مشروطه به این سو است.
در نقاشیهایش همچون اثر حاضر، مردم در جمعهایی به دور یکدیگر جمع میشوند، اما این جمعبودن به معنای با یکدیگربودن نیست، بلکه برعکس محبعلی بر انزوا و مطرودبودن تأکید دارد. این افراد به جای وصلبودن و جمعشدن هرکدام در یک فاصله از هم دیده میشوند. آدمها بیش از آنکه سخن بگویند در سکوت هستند و به دیگران مینگرند.
اثر حاضر نمونهای درخشان از کارهای این هنرمند در زمینه ترکیببندی روایی و ایجاد ریتم بصری در نقاشی است. هندسه دقیق و چشمنواز جاگیری پرسوناژها و تقطیع و برش رنگها محصول دید مهندسیشده و دقیق هنرمند است که توانسته این کار را علیرغم چند فام محدود آبی، با دقت به انجام و سرانجام برساند. این اثر به مانند شام آخر داوینچی دارای رازهایی بصری در درون نقاشی است که میتوان با دنبالکردن ادامه سایهها بر روی صورت پرسوناژها و یا پیگیری روشن و تاریک رنگ صندلیها و یا توجه به حالات دستها و جستن ادامه خطوط هادیِ بازوها و سرها به مفهوم نقاشی نزدیک شد.
در این نقاشی اما جانمایی صندلیها ریتم نقاشی را سبب شده و کامل کردهاند. نقوش لباس زنان نیز باعث جدا شدن آنها از دیگران و در نهایت ایجاد فرم و ساخت ترکیببندی و ایجاد فاصله بین 27 پرسوناژ درون نقاشی شده است.
اوج کار محبعلی کشیدن بطری و لیوان در میانه اثر است. جایی که سایه تقطیعشده بطری و لیوان، نقاشی و چشم بیننده را به سمت چپ هدایت میکند. به هایکویی ظریف از شرح بازی نور و سایه میماند که در میانه آن آشوب بیپایان، چیز بیمصرفی مانند بطری را با اهمیت جلوه میدهد و به آن معنا میبخشد. سادگی و سکوتی استادانه که در این ایستایی بطری و لیوان و در سایه تقطیعشده وجود دارد، همچنانکه در تقابل با بلوا و آشوب تیرهای چوبی پرکنتراست در بالای تصویر است، اما به خلائی میماند که فرم رنگی و بصری نقاشی محبعلی به آن وابسته است و بدون آن پُربودن و پُرگویی نقاشی بیننده را خسته میکرد. این فاصله تقطیعشده به مانند یک خستگی درکردن در میانه زندگی است که همچون یک بیهودگی زیباست اما به درنگی کوتاه میماند و زندگی را از بطالت و بیمعنایی نجات میدهد.
مهرداد محبعلی دوره لیسانس نقاشی را در دانشکده هنرهای زیبای تهران گذراند (1368-1362) و برای اولین بار آثارش را در نگارخانه همان دانشکده به نمایش گذاشت (1368) و از آن پس چندین نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و دیگر کشورها برپا کرده است. وی به عنوان عضو گروه +30 در نمایشگاههای این گروه شرکت داشت. محبعلی در چهارمین دوسالانه نقاشی معاصر ایران موفق به دریافت جایزه شده است (1376).