امضا: «Parviz 08» (روی پایه)
برنز
17×19×38 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1386
تکنسخه
پیشینه:
این اثر در سال 1391 در اولین حراج تهران ارایه شده است.
برآورد قیمت : 26 - 24 میلیارد تومان
امضا: «Parviz 08» (روی پایه)
برنز
17×19×38 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1386
تکنسخه
پیشینه:
این اثر در سال 1391 در اولین حراج تهران ارایه شده است.
پرویز تناولی به دلیل آنکه مجسمهساز است برخلاف دیگر سقاخانهایها به فرم و حجم در کارهایش اهمیت بیشتری داد. او در ساخت زبان شخصی خود از فرمهایی استفاده میکند که الزاماً متأثر از هویت ایرانی-اسلامی نیست، بلکه برای بیان و پرورش آن فرم، روایت شخصی خود را گسترش میدهد. اگرچه هنرمندان سقاخانهای به طور مشخص از فرمهای هویت ملی مانند خط و خوشنویسی و رمل و اسطرلاب استفاده کردند، اما تناولی ترجیح داد با ساخت مجسمههایی مانند شاعر، فرهاد کوهکن، قفل، دیوارها و… فرمی بیافریند که مختص به خود او باشد و فرم تصویری آثارش از اشیاء و ملزومات ملی و مذهبی استخراج نشده باشند. اگر برخی از سقاخانهایها «حروف» را به واسطه خوشنویسی وارد نقاشی کردند، اما تناولی «ادبیات فارسی» را وارد هنر سقاخانه کرد. ادبیات در اینجا همچون فرم کلمه «هیچ» و یا داستانهای عاشقانهای مانند «فرهاد» است که ضمیر اصلی آنها عرفان و تصوف و یا ادبیات عاشقانه ایرانی است. بنابراین فرم ظاهری آثار او بیآنکه متأثر از یک مرجع دیداری و تصویری از فرهنگ عامه و کوچه و بازار (که اساس کار سقاخانهایها بود) باشد، برخاسته از درونیات و ذهنیات اوست.
نکته مهم در بازخوانی آثار تناولی این است که او برای آثارش عنوان میگذارد که باعث میشود دورههای کاری او در ذهن بیننده ادامه یابند. اثر حاضر با نام «شاعر و استخوان شیر» که در سال 1386 خلق شده، ذهن را به سالهای دهه چهل و مجسمههای «شاعر» میبرد که از محبوبترین آثار در میان دورههای کاری اوست. از این منظر که ادبیات را وارد مجسمه میکند، باید گفت آثار او داستانگو، تغزلی و شاعرانه است. مجسمه حاضر، در بطن خود طنزآمیز و کنایی است. شاعر که همچون یک بُرس زبر و آهنی است، قطعهای کوچک از استخوان بازوی یک شیر را در دست راست بالا نگه داشته است.
فرم مستطیل در کارهای تناولی پایه و اساس ساختار فرمی مجسمههای اوست. اگر به آثار مهم او یعنی قفسها و دیوارها نگاه کنیم این کارها صورت مکعبمستطیل هستند. حتی اغلب کارهای برنزی و مسی او در ساختار مستطیل جا میگیرند، یعنی حدود اثر به همراه فضای منفیاش تبدیل به یک مستطیل میشوند. در بیشتر موارد یک فرم قوی مستطیلی در کارهای او وجود دارد که انسجام تصویری اثر را نهایی و تمام میکند. این مستطیلها بدل به سطح میشوند و چند سطح در کنار هم ایجاد ریتم میکنند. در این اثر نیز دستکم دو مستطیل وجود دارد که سطح ایستا و سطح پایه مجسمه را ساختهاند. همواره در کنار این سطحهای صاف، بزرگ و ایستا، سطحهایی نرم و منعطف وجود دارند که در پیوند با سطوح مستطیلشکل باعث غنای بصری کار میشوند. در این مجسمه، دست شیر و دست شاعر فرم صیقلخورده و منحنی هستند که در تضاد با صورت زبر شاعر قرار دارند و این تضاد فرمی و بصری بر جذابیت اثر افزوده است.
فرهاد و شاعر نقشهایی ادبی-تاریخی هستند که از دل تاریخ فرهنگی ایران سر برآورده و به مجسمههای تناولی راه یافتهاند. انتخاب عامدانه و آگاهانه او استیتمنت هنرمند را شکل داده و تداوم بخشیده است. اما مراد او از «فرهاد» و «شاعر» کیست؟ فرهاد کوهکن مشهورترین عاشق ناکام است که از ادبیات عاشقانه و فرهنگ عامیانه برآمده و در خاطر همه است. او پیکرنگاری بود که بیستون را حجاری کرد و عشق را به شکل تجسم یک روح زنده ابدی از سینه پر از راز و رمز گذشتگان به اکنونِ فرهنگی ایران پیوند زد. تناولی در ستایش اولین مجسمهساز تاریخ ایران، آثاری خلق میکند که در تاریخ فرهنگی این کشور ماندگار شده است. گمان بر این است که فرهاد در مجسمههای تناولی، خود اوست؛ همانطور که شاعر هم، خودِ تناولی است. تناولی همچون فرهاد خود را یکه و تنها در بستر عشقی سوزان مجسم میکند؛ عشقی که به هنر مجسمهسازی دارد و همچون شاعری که مجنونوار دل به صحرای عشق میزند و در برهوت بیپایان به دنبال عشق واقعی است، همنشین رنج و مرارت میشود.
پرویز تناولی در رشته مجسمهسازی از هنرستان هنرهای زیبای تهران دیپلم گرفت (1335). دوره مجسمهسازی آکادمی بررا را در ایتالیا گذراند (1338-1336). نخستین بار آثارش در نمایشگاهی گروهی در باشگاه مهرگان به تماشا درآمد (1334) و اولین نمایشگاه انفرادی خود را در تالار فرهنگ برپا کرد (1336). از آن پس آثارش در نمایشگاههای انفرادی و گروهی بسیاری در ایران و دیگر کشورها به نمایش درآمده است. آثارش به نمایشگاههای بینالمللی بسیاری راه یافته است، از جمله چندین دوره بینالهای تهران، ونیز، پاریس و کارارا. پرویز تناولی در سال 1339 آتلیه کبود را تأسیس کرد. همچنین در شکلگیری هنرکده هنرهای تزیینی (1339) و تأسیس انجمن دوستداران فرش ایران (1352) نقش داشته است. تناولی که جوایز بسیاری را از آن خود کرده، از سال 1339 فعالیت جدی و مستمر خود را در زمینه مجموعهداری، مطالعه و تحقیق درباره صنایع دستی ایران ادامه داده و در این زمینه کتابهایی منتشر کرده است.