امضا: «ایرج اسکندری 1404» (پایین چپ)
ترکیب مواد روی تخته
دو لتهای، هر لت 150×150، در مجموع 300×150 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1404
برآورد قیمت : 3 - 2 میلیارد تومان
امضا: «ایرج اسکندری 1404» (پایین چپ)
ترکیب مواد روی تخته
دو لتهای، هر لت 150×150، در مجموع 300×150 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1404
ایرج اسکندری نقاش تکنیکها و شگردهای بصری است که با شیوههای متنوع، کارماده و متریال را در کارهایش گسترش میدهد. او در استفاده از کارمادههای مختلف، به شیوههای بصری مخصوص بهخود دست یافته که باعث غنای مفهومی و بصری آثارش شده است. رنگ و بافت در کارهایش به گسترش مفهوم اثر کمک شایانی میکند و در خدمت گسترش اتمسفر نقاشانه است.
آثار سالهای اخیر اسکندری نقاشیهایی نامتعارف هستند که با تعریف سنتی نقاشی یعنی خلق اثر به وسیله قلممو بر روی بوم و ایجاد سایه و نیمسایه و پرسپکتیو در تضاد هستند. او به جای آنکه بر روی بوم نقاشی بکشد، بر روی تخته کار میکند و زیررنگِ کارهایش به جای کارماده رنگی، آیینه و شیشه است. او طرح را بر روی آیینه طراحی و نقش و رنگ را بر آن اضافه میکند.
اسکندری در سال 1387 تعداد ده اثر از نقاشیهای تازه خود بر محور اسطوره را در گالری نار به نمایش گذاشت که درباره مبارزه اهورامزدا و اهریمن بود. این آثار به گفته هنرمند هم نگاهی مذهبی به مسئله خیر و شر در فرهنگ شیعی داشت و هم نگاهی ملی به نقشمایههای تختجمشید بود. سال بعد این آثار در بیینال ونیز به نمایش درآمد. او به همراه صداقت جباری و حمیدرضا آویشی نمایندگان پاویون ایران در پنجاهوسومین بیینال ونیز بودند. این آثار بر بستر متریالی متفاوت از رنگ و بوم خلق شده و مسیری تازه برای هنرمند بود که تاکنون ادامه داشته است. این تداوم فقط در شکل اجرای آثار نیست بلکه او به سمت بیان اسطورهای و نمادپردازی گام برداشته است. آثار او چه زمانی که «سرو کاشمر» را میکشید تا زمانی که «خسرو و شیرین» را ترسیم میکرد همگی یا از دایره زاینده ادبیات کهن ایرانی برآمده و یا نقش اسطوره از بستر فرهنگ ایرانی برخاسته بود.
خورشید یا به تعبیر اسکندری «شمس» در کارهایش همچون «صبر زرد» و «عقل سرخ» بارها تکرار شده است. اشاره عامدانه هنرمند به «شمس» و «عقل سرخ»، تفسیر هنرمند در نزدیک شدن به ادبیات عارفانه اسلامی و یادآوری نام نفراتی همچون شمس تبریزی و شهابالدین سهروردی نیز است. در اثر حاضر با نام «شیر و شمس» مشابه اثر دیگرش «صبر زرد» که دو اسب و یک خورشید بودند، این بار نیز دو حیوان (شیر) در روبهروی هم قرار دارند. انتخاب حیواناتی همچون شیر و اسب از بستر فرهنگی ادبیات کهن همچون شاهنامه و یا متون مذهبی همچون مقتلخوانی عاشورایی، یادآور هنر قهوهخانهای است که توأمان دو وجه ملی و مذهبی را در مواجهه با مردم کوچه و بازار در کارنامه خود دارد و به اشعار ادبیات کهن و متون ادبیات اسلامی پایبند است. از این منظر حرکت ایرج اسکندری در بستر درهمتنیده فرهنگ ایرانی بسیار حایز اهمیت و قابل ستایش است.
آیینهکاری هنری ایرانی اسلامی است و آیینه در مثل بازتابَنده نور خرد درونی است که فرد را با وجود حقیقی خویش روبهرو میکند. در اثر اسکندری آیینههای کوچک که تکههایی از یک کل منسجم هستند، همچون کاشیهای مساجد در کنار هم پیکره بههمچسبیده و درهمتنیده یک دیوار بزرگ را میسازند که بالا و بالاتر میروند و در نهایت به مرکز سقف (شمسه) میرسند که یادآور نادوگانگی و وحدت وجود است. وجود خورشید در اثر و تمهید بازتاب نور در آیینه میتواند تجلی بازتاب نور خورشید حقیقت باشد. ضمن آنکه بازتاب پیکر بیننده بر روی بخشهایی از آیینه و درهمتنیدهشدن نقش بیننده با نقاشی، شبیه به اتصال بیواسطه به اثر هنری است.
ایرج اسکندری مقدمات نقاشی را در مشهد نزد منصور دولو فرا گرفت. در رشته نقاشی از هنرکده هنرهای تزیینی فارغالتحصیل شد (1357-1353). دوره نقاشی دیواری را در فرانسه گذراند (1358). درجه فوقلیسانس پژوهش هنر (1374) و دکترای پژوهش هنر (1384) را از دانشگاه هنر دریافت کرد. نخستین بار نقاشیهایش را در اتاق بازرگانی مشهد به نمایش گذاشت (1351). پس از انقلاب اسلامی آثارش بارها در نمایشگاههای انفرادی و گروهی در ایران و دیگر کشورها ارایه شده است. اسکندری مدتی با حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی همکاری میکرد (1361) و در دورههایی مدیریت گروههای تجسمی و ریاست دانشکده هنرهای تجسمی دانشگاه هنر را برعهده داشته است.