برآورد قیمت : 14 - 12 میلیارد تومان
رقم برنده مزایده: 14,000,000,000 تومان
رقم نهایی فروش: 15,400,000,000 تومان
نقاشیهای رضا درخشانی سطوح وسیع و بزرگی از رنگهای درخشان است که در آن ادبیات و نقاشی به هم گره میخورد. دلبستگی نقاش به تأثیرات نوستالژیک تاریخ سرزمین مادری، سبب شده تلاش کند دستاوردهای کهن هنر ایرانزمین را در قالب و هیئتی نو و امروزی بازآفرینی کند؛ به طوری که از اواخر دهه شصت بخشی از مهمترین و شناختهشدهترین آثار او تحتتأثیر نگارگری، شعر، موسیقی و ادبیات ایرانی شکل گرفتهاند. در میان نقاشیهای درخشانی که بر محوریت تأثیر از نگارگری کهن ایران کار شدهاند مجموعه «شکارگاه» پرتکرارترین آثار هنرمند هستند.
درخشانی پس از یك دوره تجربه نقاشی واقعگرایانه (تكچهره، منظره و موضوعهای اجتماعی)، از اوایل دهه 1370، شیوههای مختلف انتزاعی و پیكرنما را همواره با حساسیت خاصی به رنگ و بافت آزموده است. او تحت تأثیر سنت موسیقی ایرانی به بدیههسازی در نقاشی اعتقاد دارد. در تصویرپردازیهای تغزلیاش میكوشد رنگ، نوا و شعر را درهمآمیزد. در مجموعه شکارگاه نقشمایههای نگارگری قدیم ایرانی را در كنشی نقاشانه و در بومهای بزرگ بازآفرینی میكند كه ادامه كوشش او برای دستیابی به یك سبك تلفیقی از هنر سنتی ایرانی و هنر معاصر غربی است. درخشانی واكاوی فرهنگ گذشتگان را راهگشای هنرش میداند: «میراث فرهنگی سرزمین مادریام شبیه یك جعبه جادویی است، هر بار كه آن را میگشایم چیزی را مییابم كه میتواند مرا به فكر تازهای هدایت كند. اما گاه چیزهای وحشتناكی را نیز آنجا مییابم.».
درخشانی به واسطه سالها زندگی در غرب بهخصوص امریکا و فرانسه به خوبی با هنر اکسپرسیونیسم و آبستره آشنایی دارد، اما هیچگاه نتوانسته فرم فیگوراتیو را به کلی از اثر خود حذف کند. خود او در اینباره میگوید: «گمان میکنم همواره بر روی یک لبه هستم؛ لبهای که یک طرفش آبستراکسیون محض است و لبه دیگرش فیگوراسیون».
این حرکت میان هنر آبستره و فیگوراتیو، سبب شده فرمهای انسانی، جانوری و گیاهی نگارگری نیز در دستان درخشانی ره به سوی تجریدی شدن ببرند. سادهسازی در فرم اشکال اسب در تابلوی پیشرو با تکرار مکرر فرمهای مربعگونه بدن انسانی، دستهای کشیده شده در روبهرو و سرهای متمایل به عقب، علاوه بر تکرار فرمیک و ایجاد ریتمی موسیقیایی، فرم انسانی و حیوانی را به شدت ساده کرده و به واسطه پرهیز از هر نوع عمقنمایی، تابلو را در گستره دشتی زرفام در یک صبحگاه نشان میدهد. عنصر تأثیرگذار بعدی، بافت است که به واسطه استفاده از متریالهای مختلف، سطح تابلو را به صورت نیمبرجسته درآورده و مخاطب را به لمس سطح تابلو فرامیخواند. در واقع این سطوح پر از رنگ و لعاب که مانند هنر کاشیکاری یا فرشهای ایرانی مملو از رنگهای زنده و پرانرژی هستند، به واسطه قلم پویای درخشانی بستر بیانی جدیدی مییابند که در عین سادهنگاری از حس زیباییشناختی منحصر بهفرد نیز برخوردارند.
رضا درخشانی نقاش و موسیقیدان، دوره لیسانس نقاشی را در دانشکده هنرهای زیبای تهران گذراند (1355-1350). برای ادامه هنرآموزی به امریکا رفت، اما تحصیل در کالج پاسادنا، کالیفرنیا را نیمهکاره رها کرد و به ایران بازگشت. مدتی را به تدریس در دانشکده هنرهای زیبا و هنرکده هنرهای تزیینی مشغول بود. سپس به امریکا و اروپا رفت. اولین نمایشگاه انفرادی خود را در تالار قندریز برپا کرد (1352). از آن پس، نقاشیهایش را بارها در ایران و کشورهای دیگر به نمایش گذاشته است.