امضا: « Aydin 2023» (پایین)
گواش و مدادرنگی روی مقوا
58×76 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1402
برآورد قیمت : 24 - 22 میلیارد تومان
امضا: « Aydin 2023» (پایین)
گواش و مدادرنگی روی مقوا
58×76 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1402
اثر آیدین آغداشلو در مجموعه «خاطرات انهدام»، صرفاً بازتولیدی از تابلوی مرد جوان اثر روسو فیورنتینو نیست، بلکه نوعی مواجهه انتقادی با تاریخ نقاشی و مفهوم «تصویرِ بهجامانده» است. در این اثر که مربوط به دوران اخیر و قوام تکنیکی و مفهومی آغداشلوست، هنرمند توانسته تصویری متعلق به نظام زیباییشناختی منریسم را از زمینه تاریخی و سبکی اولیهاش جدا کرده و در موقعیتی تازه قرار دهد؛ موقعیتی که در آن، اثر همزمان حامل شکوه گذشته و نشانه نابودی آن است. این نقاشی نه یک اقتباس منفعلانه، بلکه بازخوانیِ دگرگونشدهای است که در فرآیند انتقال از متن نخستین به متن جدید، هویت اولیه خود را به نفع معنایی تازه از زوال و فرسودگی بازتعریف میکند.
در نقاشی روسو فیورنتینو، پیکره مرد جوان با ظاهری اشرافی و چهرهای آرام، در منظرهای باز و روشن ظاهر شده که بر تشخص فردی، ظرافت طراحی و پیچیدگیِ پیکره تأکید دارد. پیروی از ویژگیهای زیباییشناسانه سبک منریسم، نوعی صورتِ ایدئال از انسان میسازد که به واسطه تصویر، جایگاه اجتماعی کاراکتر را تثبیت میکند. در نسخه آیدین آغداشلو، این نظام هویت دچار اختلال میشود. تغییرات ساختاری اعمالشده، بهویژه کوتاه کردن تپههای سمت راست که موجب گسترش سطح آسمان شده، وزن بصری اثر را دگرگون کرده است. آسمان در اینجا دیگر صرفاً پسزمینهای طبیعی نیست، بلکه به سطحی تهی و خاموش بدل میشود که پیکره را در برابر وسعتی بیزمان قرار میدهد. این افزایشِ فضای خالی، پرتره را از یک بازنماییِ مقتدرانه به صحنهای از تنهایی و ناپایداری میکشاند. فشردهتر و کوتاهتر کردن بدن کاراکتر مرد جوان نیز از همین منطق پیروی میکند. آغداشلو با حذف کشیدگیهای ظریف منریستی، بدن را به موجودیتی زمینیتر و آسیبپذیرتر تبدیل کرده و او را در بستر فهم مخاطب امروز، طبیعیتر بازنمایی کرده است.
تغییرات ظریف اعمال شده و دخل و تصرف در نقاشی اصلی، شامل خودِ پرسوناژ مرد جوان نیز میشود؛ اصلاح ظریف انحنای کلاه و زیباتر کردن چهره و موها، اهمیتی استراتژیک در این مواجهه دارد. آغداشلو پیش از اعمال خراشها، چهره را با دقت بازسازی میکند تا کمال تصویر پیشین را احیا کند. این امر نشان میدهد که انهدام تنها زمانی معنا مییابد که چیزی واجدِ ارزش برای از دست رفتن وجود داشته باشد. اگر چهره از ابتدا ناقص بود، خراشها معنای ویرانگری خود را از دست میدادند. او با اصلاحات زیبا و دقیق، چهره را به عنوان کانون هویت و تشخص تقویت میکند و سپس آن را مورد تهاجم قرار میدهد. در نقاشی پرتره، چهره همواره محل اصلی تثبیت سوژه است و آغداشلو با خراش دادن آن، رابطه میان تصویر و شناسنامه تاریخی آن را قطع میکند. چهره جوان دیگر نمیتواند همچون گذشته بهعنوان فردی مشخص و تاریخی خوانده شود، بلکه جای آن را سطحی مجروح میگیرد که در عین چشم آشنا بودن، تازه و ناآشناست.
از اینرو در از آنِ خودسازی این اثر، عمل آغداشلو تصاحبِ خلاقانه یک شیء هنریِ متعلق به گذشته نیست، بلکه به واسطه دخل و تصرفهای معنادار نقاش، مفاهیمی جدید به آن افزوده شده که در اثر اولیه وجود ندارد. آغداشلو اثر روسو فیورنتینو را از نظام موزهای هنر غرب جدا کرده و وارد دستگاه معنایی شخصیِ خویش میکند. این جابهجایی، فقط انتقال فرم نیست، بلکه با تغییر مالکیت فرهنگی همراه است. هنرمند با استفاده از تکنیکهایی که در سنت نقاشی کلاسیک ریشه دارند، اثری میسازد که در عینِ وفاداری به ساختارِ اصلی، از درون تهی شده است. این رابطه دیالکتیکی، اثر را به یک متن ثانوی بدل میکند که بدونِ متن نخستین درک نمیشود، اما در عین حال با نقدِ آن، استقلالِ معنایی خود را اعلام میدارد. در واقع، اثر آغداشلو برای هستییافتن به اثر تاریخی وابسته است، اما در عینحال کارکردِ آن را به نقد میکشد.
از منظر بینامتنیت، نقاشی آغداشلو حاصل تلاقی چندین لایه تاریخی است: سنت نقاشی اروپایی، تاریخ بازتولیدِ آثار، و تجربه معاصر از ویرانی. «خاطرات انهدام» به عنوان نام این مجموعه، کلیدِ فهم این بینامتنیت است. خاطره در اینجا نه حافظه گذشته، بلکه ابزار یادآوریِ فقدان است. اثر به مخاطب یادآوری میکند که هر بازگشت به گذشته، ناگزیر با تحریف همراه است. خراشها اجازه نمیدهند بیننده در زیباییشناسی پرتره غرق شود، بلکه وادار میشود به فاصله میان اصل اثر و روگرفت آن بیندیشد. بدینترتیب، زخمهای اعمالشده بر چهره اثر، به ابزارِ فعالِ دیدن بدل میشوند و تاریخ هنر را نه چون گنجینهای ثابت، بلکه بهمثابه مادهای آسیبپذیر که دائماً در حالِ فروپاشی است، به نمایش میگذارند.
آغداشلو چهره جوان روسو فیورنتینو را از موقعیت یک فرد مشخص به نمادی از انسانِ بهجامانده در تاریخ تبدیل میکند. خراشهای چهره که بعد از اتمام کار توسط نقاش اعمال شده، میتوانند استعارهای از نابودی حافظه جمعی، سانسور، یا فرسایشِ بیرحمانه زمان باشند.
بدینترتیب این اثر به واسطه وجوه چندمعنایی مکنون در خود، از یک نوستالژی صِرف فراتر رفته و ویرانی را در فرآیند ساخت نقاشی ادغام میکند. هنرمند در فاصله میان میل به حفظ میراث و میل به تخریب آن حرکت میکند؛ کشمکشی میان مهارت نقاشانه و ضرورت زخم زدن به عنوان محملی برای آشکارگی درد درون که بنیان هنر را شکل میدهد.
آیدین آغداشلو فعالیت حرفهای خود را در نوجوانی با فعالیت در یک مؤسسه تبلیغاتی شروع کرد (1335). در سال 1338 وارد دانشکده هنرهای زیبای تهران شد، اما تحصیل را ناتمام رها کرد. نمایشگاههای انفرادی معدودی برپا کرده که نخستین آن در انجمن ایران و امریکا در تهران برگزار شد (1355)، اما آثارش در نمایشگاههای گروهی متعدد در ایران و دیگر کشورها به نمایش درآمده است. وی فعالیت نویسندگی را از سال 1342 آغاز کرد و تا به امروز بیش از صدها مقاله درباره هنر گذشته و معاصر ایران نوشته است. موزه رضا عباسی به سرپرستی او در سال 1355 برپا شد. کارشناسی آثار هنر قدیم ایران بخش دیگری از فعالیتهای آغداشلوست.