امضا: «فریده لاشایی 89» (پایین چپ)
ترکیبمواد روی بوم
139×120 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1389
پیشینه:
اثر حاضر در مجله «هنر فردا» شماره 8، 1391 (روی جلد) ، به چاپ رسیده است.
برآورد قیمت : 24 - 22 میلیارد تومان
رقم برنده مزایده: 28,000,000,000 تومان
رقم نهایی فروش: 30,800,000,000 تومان
امضا: «فریده لاشایی 89» (پایین چپ)
ترکیبمواد روی بوم
139×120 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1389
پیشینه:
اثر حاضر در مجله «هنر فردا» شماره 8، 1391 (روی جلد) ، به چاپ رسیده است.
تابلوی پیشرو یکی از شاخصترین و بیپرواترین نقاشیهای سالهای واپسین عمر فریده لاشایی است؛ اثری که در آن تمایلات منظرهپردازانه و انتزاع تغزلی این بانوی هنرمند، به یک جغرافیا، تاریخ و هویت مشترک پیوند میخورد. لاشایی در عمده ادوار کاری خود، طبیعت را نه در مقام مشاهدهگری بیرونی، بلکه بهمثابه گسترهای از ادراک حضوری، مکاشفه حسی و فضایی برای بازخوانی روانشناختی هستی به کار برده است. درختان و چشماندازها در آثار او همواره در مرز میان بازنمایی فیگوراتیو و رهایی فرمال نوسان میکردند. اما در تابلوی حاضر، ابژه طبیعت از ساختار درخت و بیشه فراتر رفته و به شکلی پیکرهنما از نقشه ایران تجسد یافته و به نوعی دگرگونی درونی در امتداد منطقی آثار طبیعتگرایانه هنرمند اشاره دارد. در این اثر «خاک» جایگزین درخت شده و مسئله سرزمین، خود را در کسوت یک شمایل فشرده، انباشته از خاطره و میراث گذشته عیان ساخته است.
به همین دلیل میتوان گفت در این نقاشی، فرم کشور ایران از جایگاه یک نقشه دقیق جغرافیایی خارج شده و از خطکشیهای عقلانی، مرزی و نمودار رسمی هویت ملی آشناییزدایی شده است. هنرمند فرم شناختهشده فلات ایران را دستمایه قرار داده، اما آن را از هرگونه قطعیت ایستا تهی کرده است. نقشه کشور ایران، به عنوان یک فرم، معلق در میان زمینهای تیره، خاکی و غبارآلود، کیفیتی کالبدی و زیستی یافته که به واسطه لکهگذاریهای حسی از رنگ سرخ و اخرایی بیش از پیش از مرز واقعیت فاصله میگیرد.
خطوط مرزی در اثر، ضربهقلمهای پرشتاب و حسی در کنار لایهگذاریهای متراکم رنگ حالتی پویا به اثر بخشیده است. مرزها در بخشهایی از سمت راست و خط ساحلی جنوب در لایههای زیرین بوم محو شده و در بخشهایی دیگر، با ضخامت، حسی از صلابت را نشان میدهد و یادآور سرزمینی است که در تلاقی میان ویرانی و رویش، محو شدن و احضار دوباره، نفس میکشد.
پالت رنگی اثر از تونالیتههای خاکی، اکر، قهوهای سوخته، سپید گچی، و لکههایی از اخرا و قرمز هندی تشکیل شده است. تیرگی مایل به سیاه و قهوهای که به عنوان رنگ زمینه بهکار رفته، در بخشهای بالایی کادر، حسی از آسمانِ سنگین، ملتهب و تاریخی را تداعی میکند که بر پیکره روشنتر فلات فشار میآورد. در مقابل، توده نقشه با سفیدیهای ضخیم و بافتدار، همراه با درخششهای کمی از اکر کدر و قرمز پوشانده شده است. ضربههای سرخ اخرایی که بهصورت لکههایی نامنظم در پهنه میانی و شرقی نقشه دیده میشود، از جهت بیانی نقشی محوری ایفا میکنند. شاید این لکههای سرخ، بدون آنکه روایتی مستقیم یا توصیفگرایانه ارایه دهند، دلالت بر ردپا، زخم، التهاب زیسته و حافظه غمبار جغرافیایی دارند که همواره آماج تلاطمهای تاریخی فراوان بوده اما تا به امروز دوام آورده است.
بدین ترتیب، فریده لاشایی امر شخصی را به نحوی بیواسطه با امر جمعی گره زده است. وطن در این شاهکار، نه مفهومی رمانتیک و ایستا در ستایش نوستالژیک گذشته و نه بیانیهای سیاسی و شعارزده در نفی یا اثبات موقعیت خاص ایران به عنوان موطن نقاش است. ایرانِ لاشایی، سرزمینی است که در گذر قرنها تهاجم، شکست و ایستادگی، هویت خود را در دل همین زخمها و فرسودگیها حفظ کرده و نوعی پایداری و تابآوری ذاتی را در دل نابودی به نمایش میگذارد. رنگ سفید به عنوان رنگ غالب خاک در این اثر، نشان از امیدی است که صراحت ندارد، اما از انهدام کامل ممانعت میکند. خاک در این نقاشی استعارهای است از تابآوری که حتی در زیر بار سنگین تیرگی و هجوم خطوط، ماهیت زیستی و زاینده خود را واگذار نمیکند.
فریده لاشایی مقدمات نقاشی را نزد جعفر پتگر آموخت، سپس به اتریش رفت و در آکادمی هنرهای تزیینی وین تحصیل کرد. مدتی به عنوان طراح کریستال در استودیو ریدل اتریش و استودیو رزنتال آلمان به کار پرداخت و آثار کریستال خود را در میلان نمایش داد (1346). در سال 1351 به ایران بازگشت و اولین نمایشگاه نقاشیاش را در گالری سیحون برپا کرد. از آن پس، آثارش را بارها به صورت انفرادی و گروهی در ایران، آلمان، امریکا و کشورهای دیگر به نمایش گذاشت. آثار او به عنوان عضو گروه نقاشان دنا از بدو شکلگیری این گروه در سال 1380 در کشورهای مختلف به نمایش درآمد. فریده لاشایی در عرصه ترجمه آثار مهم ادبی نیز چهره شناختهشدهای است. در سال 1394، بزرگترین نمایشگاه مروری بر آثار او در ایران در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.