برآورد قیمت : 30 - 28 میلیارد تومان
رقم برنده مزایده: 38,500,000,000 تومان
رقم نهایی فروش: 42,350,000,000 تومان
طبیعت یکی از عامترین و محبوبترین موضوعات آثار هنری در تمامی ادوار تاریخ بشری است. در این میان هنرمندان مدرنیست ایرانی چون سهراب سپهری با تلفیق رویکردهای حسی و عاطفی شرقی در کنار دستاوردهای زیباییشناسی مدرنیستی، طبیعت را در وجهی خاص تجسم بخشیدهاند که فهم ظرافتها و لطافتهای آن در بازنماییهای بصری، تنها در زبانی شاعرانه و برآمده از نگاه هستیشناسانه شرقی قابل بازشناسی است. شاید از همین روست که اهمیت نقاشیهای سهراب سپهری به آوازه او به عنوان شاعری محبوب و نامدار در ایران وابستگی همیشگی داشته و نقاشیهایش جز بر بستر شعر، خوانش نمیشوند.
اثر پیش رو هرچند مانند غالب آثار سپهری ریشه در طبیعتگرایی و مناظر طبیعی دارد، اما جزو آن دسته از نقاشیهاست که غلبه آبستره در آن بر بازنمایی طبیعت دیده میشود. در این اثر بستر بوم به واسطه رنگهای رقیق قهوهای و اکر پوشانده شده و سطح تابلو نیز با هالههای لطیف و رقیق رنگ خاکی ایجاد شده است. ترکهای حاصل از گذشت و مرور زمان در بستر فضای خالی اثر، بر حس کویری تابلو افزوده و ذهن مخاطب را به سوی طبیعت بیابانی و دشتهای وسیع ایران مرکزی، چون کاشان که موطن نقاش است میبرد. در این اثر همهچیز از رنگ و سطح تا فرم و خط، ساده و تقلیلگرایانه است و از این رو علاوه بر حس شاعرانگی، نمود رویکردهای عرفانی و شهود همهوجودانگاری تمدنهای کهن شرقی را در زبانی نو بازتاب میدهد.
به لحاظ سبکی، ادوار مختلف نقاشیهای سپهری را در سه دسته میتوان قرار داد: «نخست منظرههایی که نمایی دوردست از یک محیط روستایی شبیه دهکده را به تصویر درآوردهاند؛ دوم ترکیبی از سنگها که خیلی درشت و از نزدیک بازنمایی شدهاند، و بالاخره دسته سوم تنههای درخت».[1]
اثر پیش رو هرچند به لحاظ سبک و دوره مربوط به دسته اول است، اما به لحاظ حذف خانهها فاقد هرنوع ارجاع دقیق به طبیعت واقعی است. نقاش در پرداخت هنرمندانه خود، تنها خط افق را در یکششم بالای کادر نگه داشته و به تبعیت از غالب کارهای خود، بیشتر فضا را به زمین اختصاص داده است. در این گستره ایجاد شده، تفاوت خاصی میان فضای آسمان و زمین لحاظ نشده و کار در طیف لطیفی از رنگ یکدست خاکستری خاکی فرو رفته است. برخلاف نقاشی تنههای درخت، در این نقاشی منبع نوری مشخصی وجود ندارد. حذف هرگونه سایهپردازی، سطوح مختلف را یکدست و بدون عمقنمایی خاص جلوه میدهد و از این جهت اثر بیش از پیش تقلیلگرایانه و آبستره به نظر میرسد.
هنرمند کار را با لایههای رقیق رنگی شروع کرده و بعد از رسیدن به یک تقسیمبندی منسجم، از رنگهای غلیظ و خشک برای پرداخت نهایی اثر استفاده کرده است. رد قلممو – که غالباً از اندازه بزرگی هم برخوردار بوده – نشان از جسارت و مهارت نقاش دارد. سپهری در نوعی رویکرد امپرسیونیستی، لکهرنگهای تیرهفام قهوهای آمیخته با سیاه را برای نمایش عناصر طبیعت چون درخت و تپه در نقاشی ثبت کرده و بدین طریق فضای لطیف رنگهای رقیق و روحی را به فضای جسورانه رنگهای جرمی پیوند داده و بهترین بهره را از تقابل و کنتراست بهوجود آمده برای فضاسازی منظرهای دور و وسیع برده است. رد قلمموها با خطوط میانه عمودی، حسی از درختان انبوه در افق را در ذهن ایجاد میکند که بر دشتی وسیع در دوردست روییدهاند و حس حیات و زندگی را در قامتهای کشیده و انبوه برگهای خود جاودانه کردهاند.
در نمای جلو و در سمت راست کادر اما نوع برخورد هنرمند از جنس دیگری است. سپهری به واسطه آشنایی با تفکر کمینهگرا در ژاپن و فلسفه ذن، امکانات فضای خالی و ضرباهنگ عمیق خطوط اکسپرسیونیستی و خطنگارانه را به خوبی درک کرده و فهمیده است و در تکمیل این تابلو توانسته هنرمندانه از آن استفاده کند. خطوط عمودی با تونالیتههای ایجادشده از فشار قلممو بر بستر بوم، در کنار خطوط مورب و پیچدار، حسی از فضای طبیعتی بکر از گیاهان تنک در میان تختهسنگها را در ذهن بازآفرینی میکند. در این میان دو لکه سبز یادآور برگهای گل نیلوفر هستند که در فضای زمینه آرام گرفته و با لکه سرخ و محو در بخش بالایی حس گل سرخی پنهان در میان نیزارها را ایجاد کردهاند.
بدینترتیب هرچند تابلو به واسطه پرهیز از واقعگرایی، تمایلی بلاشک به آبستره و انتزاع دارد، اما نوع قرارگیری خطوط، سطوح و بافتها به نحوی است که در نهایت طبیعتی آشنا از ایران را در حالتی بکر، آرام و شاعرانه پیش روی مخاطب قرار میدهد و به خوبی فضایی فراواقعگرایانه، ذهنی و خیالی را در بستری لطیف و شاعرانه رقم میزند. در نقاشیهای سپهری، به پیروی از اشعارش، ذهنیت بر عینیت چیره میشود و نیستی و خلاء در کنار هستی و پربودن معنایی جدید مییابند. تابلوهای او بسان شعرهایش در مکث و سکوت، سرشار از گویش میشوند و ذهن را به آرامشی خلسهوار فرا میخوانند که در دنیای ماشینی امروزی چون زنهاری برای بازگشت به طبیعت عمل کرده و پاسداشت آن را گوشزد میکند.
1. سمیعآذر، علیرضا. (1395). زایش مدرنیسم ایرانی، تهران: نشر نظر، ص 48.
سهراب سپهری در رشته نقاشی دانشکده هنرهای زیبای تهران تحصیل کرد (1336-1327). برای ادامه هنرآموزی به پاریس رفت. در سالهای دانشجویی با انجمن خروس جنگی ارتباط یافت (1328) و نخستین دفتر شعرش را با عنوان «مرگ رنگ» منتشر کرد (1330). آثارش به اولین و دومین بینال تهران راه یافت (1339-1337) و سپس در سال 1339 رهسپار ژاپن شد. اولین نمایشگاه انفرادی خود را در تالار رضا عباسی برپا کرد (1340). او در سفرهای مکرر به کشورهای اروپایی، آسیایی و امریکا آثارش را در ایران و خارج از کشور به نمایش گذاشت. سپهری در سال 1356 منتخبی از اشعارش را در مجموعه «هشت کتاب» منتشر کرد.